تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


ظاهرا خیلی عاشقش شده.. همه ی کاراشو راه مینداخته، همه جوره هواشو داشته، واسه تولدش به تعداد سال تولدش گل رز خریده و گذاشته توی آژانس (از شهر خودشون) تا ببره در خونه ی دختره اون سر کشور! ، واسش حلقه خریده و ........ دختره جوابش یه چیز بوده: نه! 

وقتی دیده از در محبت جواب نمی گیره، شروع کرده به تهدید کردن. اخرش هم گفته اگه بهم نه بگی، یه کاری میکنم تا اخر سال شیش هیشکی سمتت نیاد! و خب جواب دختره همچنان فقط نه بوده..

هرجا نشسته گفته دختره ازم خواستگاری کرد و من بهش جواب نه دادم. به مسئول حراست، و به مامان و عموی دختره گفته: زن صیغه ایمه!!!! فکر کن به مامان دختره گفته دخترت زن صیغه ای منه!!!! 

و خیلی ماجراهای دیگه که پیش اومده..

بعد اسم اینارو هم میذارن عشق. جل الخالق!


پ ن: جفتشون رفیقای صمیمی و نزدیک منن. و خب خیلی دور از انتظاره اگه بگم دیگه به چشمای خودمم اعتماد ندارم؟!

کاکتوس .. ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۹ ۹ ۹ ۸۸

نظرات (۹)

  • x
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۹:۵۸
    راجع به سوالت :وب ترکوندن من که اتفاق جدیدی نیست :)))

    راستش حس خوبی نداستم به نوشته هام :|
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۲۰:۰۰
      به اندازه ی وب عوض کردن من طبیعیه :-)))))
  • گیسو ..
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۹:۰۸
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    مرسی ک ادرس دادی ****جانم:)
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۹:۵۸
      خواهش عزیزم :-)
  • گیلزاد
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۹:۰۷
    وای دوستای صمیمیت چقدر سخت و تلخ :| من دوتا از دوستام باهم قهر میکردن یا مشکل میداشتن برام سخت بود که یعنی ترجیح میدادم با هیچ کدوم حرف نزنم تا مشکلشون حل شه چه برسه در این ابعااد...چقدر سخت برا هردوشون هم...تصورشم سخته
  • سویل :)
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۷:۰۶
    ما هم داشتیم از این پسرا که گفته بود فلان دختره عاشقمه و بهم پیشنهاد دوستی داده ، ولی دیگه کار به این جاها نکشید، بین یه عده حرف رد و بدل شد و الانم همه یه جور رفتار میکنن که انگار چیزی پیش نیامده....  کاش کاری از دستمون بر می آمد واسه این بیمار های روانی....

    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۷:۰۹
      خیلی زیاد شدن این موردا..
  • Je sus
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۶:۳۹
    چقدر سخته که جفتشون دوستای صمیمیت باشن...
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۴۳
      آخ دقیقا تو خیلی خوب حرف دلمو زدی..
      یه جوریه که هردوشون واست عزیزن و تو نمیدونی حرف کیو باور کنی و طرف کیو بگیری.. اصن ادم باورش نمیشه این اتفاقاتو..
  • x
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۶:۱۱
    ممنونم بابت ادرس :) امیدوارم این جا برای نوشتن راحت باشی :)

    خدا نصیب نکنه ازین عشقا :|||| کسی که واقعاعاشقه تحمیل گر نیست این عملا بیمار روانی بوده 

    دختذه با چه مدرکی و با چه عنوانی تونست اقدام کنه واسه تعلیقی ؟ _ ببخش می پرسم بعد پیش اومد راه بلدباشم:))
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۱۵
      خواهش. منم امیدوارم :-) تو چرا زدی وبتو ترکوندی؟!

      اولا کلی اس ام اس و اسکرین و اینا داشت. شاهد داشت. حراست علیه پسره شهادت داده بود پیش کمیته انضباطی. و اینکه پسره گفته پیش یکی از استادا صیغش کردم و اون استاد گفته من اصلا چنین کاری انجام نمیدم. و یه سری مدارک و شواهد دیگه.
  • tiara .n
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۷
    اون اولو که خوندم گفتم چقدر عاشق شده این پسره،ولی بعدش به نظرم اومد صرفا قصدش لجبازیه و بیماری روانی داره پسره.یعنی راهی نیست که دختره جلوشو بگیره؟؟حراستی چیزی؟؟
    مرسی بابت آدرس😊😊
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۰۷
      جلوشو گرفت. یک ترم تعلیق شد
  • هیزل گریس
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۶
    بلا ب دور ಠ_ಠ
    اصن مگه سینگلی چشه؟ :دی
    +مرسی ک آدرس دادی، خیلی خوشال شودم ^_^
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۰۴
      والا بخدا. خیلیم خوبه سینگلی :-)

      خواهش میشه :-)
  • لیمو جیم
    جمعه ۲۴ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۵
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    اصلا دور از انتظار نیست 


    **** مرسی از اعتمادت:) امیدوارم این یکی حس راحتیشو واست نگه داره
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۴ شهریور ۹۶، ۱۶:۰۴
      خواهش میکنم عزیزم. خودمم امیدوارم :-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دانشجوی دندون پزشکیم، کتاب میخونم، فیلم میبینم، ساز میزنم، زبانای مختلف یاد میگیرم و تجربه هرکاری رو که بهم حس خوبی بده از خودم دریغ نمیکنم.
سال هاست بلاگرم و اینجا روزمرگی هام رو ثبت میکنم.. اینجا روزمرگی های یه ادم کاملا غیرمذهبی و البته یه فمنیست رو میخونید.لطفا به عقاید همدیگه احترام بذاریم :)