تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


گفته بودم یه کلاسی داریم که نحوه ارتباط با بیمارو یاد میگیریم. بعد هر گروهی یه کیس پیچیده بهش داده میشه که باید بیاد و نقششو بازی کنه. بعد ما هرجلسه با پسرا و دخترایی طرفیم که همیشه زبونشون درازه ولی اعتماد به نفس بالای کلاس رفتنو ندارن و اگه هم برن، خیلیییلی اروم حرف میزنن که هیشکی جز استاد صداشونو نشنوه!! گروه ما هم که همیشه من یه طرف ثابت نقشا ام. امروز به ما گفته بود نقش اینو بازی کنیم که یه خانمی با شوهرش میاد و عصبانین که چرا رنگ دندون مصنوعی خانمه رنگ دلخواهشون نیست. بعد یه چندتا دختر عشوه ای هم گروه منن که گفتن میخوایم بریم بگیم یکی از پسرا بیاد شوهرمون بشه!!! و نقششو بازی کنه که خب دوس پسراشون نیومدن :| منم داوطلبانه قبول کردم نقش شوهر بداخلاقو بازی کنم. فقط اینو میدونم که همین که رفتم اون بالا شروع کردم به داااااد وو بیدااااد با صداااای بلند!!!! که دکترای این مملکت که دکتر نمیشن. پول و عقلتو که بدی دست زن جماعت همین مسشه دیگه!! چند هفتست من از کار و زندگی افتادم و مرخصی گرفتم که این اشغالارو تحویلم بدی؟؟ یالا این دندونارو بگیر پولمو پس بده!!! ..... فقط میدونم کلاس تئ همون ثانیه ی اول رفت رو هوا از خنده ولی من همچنان در نهایت جدیت بودم. تا تموم شد استاد خودش شروع کرد به دست زدن واسه ما :-))))) یه عربده کشی ای کردم دیییدنیییی!!! یعنی عمرا به این چهره اروم این صدا و داد و بیداد بیاد!


اولین جلسه کلاس فرانسه رو هم رفتم که خب البته جلسه دوازدهم بقیه بود. گرامرا کاملا یادم بود ولی کلمات جدید واسم زیاد داشت که خب خودمو میرسونم.هفته دیگه هم همون روز امتحان فارما، میانترم اینم هست!! 


دندونامو گفته بود که برم واسه ی پالیش کردن و یه سری تغییرات جزئی. استادی که اونجا بود معاینه کرد و گفت که قوس دندونام درست درنیومده و لازمه که دوتا دیگه رو هم کامپوزیت بذارم که نخواد مینای دندون خودمو تراش بده. که خب دو تا دندون لترالمو هم کامپوزیت گذاشت. این دوتارو دیگه دوست نداشتم دست بزنم ولی خب الان خیلی بهتر شدن. در کل روی یونیت دندون پزشکس بودن چندان تجربه خوشایندی نیست. یادم باشه در آینده هوای مریضامو بیشتر داشته باشم :-)


نمره رادیو اومد و با دیدنش یه معنای واقعی پنچر شدم. حیف اون همه درسی که خونده بودم.. بیاید و دعا کنید که فرصت کنم امتحان فردارو یه دور دیگه هم خوب مرور کنم. فردا امتحانم ساعت هفت و نیمه!!! و جالبه که بیست نفر از بچه ها مخالف جا ب جایی تایم امتحان بودن!!! خدایا شفای عاجل عنایت بفرما!

کاکتوس .. ۲۱ آبان ۹۶ ، ۲۰:۲۰ ۴ ۷ ۳۸

نظرات (۴)

  • پسر مشرقی
    دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ , ۱۹:۳۱
    استعداد نمایشیت رو تقویت کرده!
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۲ آبان ۹۶، ۲۱:۱۷
      نه بابا. داد و بیداد کردن که استعداد نمایشی نمیخواد. فقط یکم رو میخواد که جلوی صد و بیستا ادم و استادت داد بکشی :-)
  • معلوم الحال
    يكشنبه ۲۱ آبان ۹۶ , ۲۱:۰۰
    کاش فیلم میگرفتن ازت :))
    اینقدر بدم میاد از این آدمای به ظاهر درس خون و در باطن یُبس :) 

    ایشالا بیست شی
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۲ آبان ۹۶، ۱۶:۴۷
      خودمم همین فکرو کردم :-(

      مرسی :-)
  • پسر مشرقی
    يكشنبه ۲۱ آبان ۹۶ , ۲۰:۴۵
    این همه فیلم می بینی و کتاب می خونی پس تاثیرش رو گذاشته روت 😊

    راستی درسته می گن اگه یه زبان دیگه رو شروع کنی انگلیسی رو هم بهتر یاد می گیری؟ خصوصا برای امثال من که انگلیسی یاد گرفتن براشون غول بی شاخ و دمی شده و فوبیای یاد گرفتنش رو پیدا کردن؟

    من با یونیت مشکلی ندارم ولی با اون ساکشن لعنتی و آب دهانی که جمع می شه خیلی خیلی مشکل دارم!!! کابوس منه توی دندون پزشکی وگرنه اینقدر حس خوبی داره برام یکی روی دندونم کار کنه😁

    بی خیال. تلاشت رو کردی دیگه. امیدوارم این یکی جبران اون یکی بشه 🌷
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۲ آبان ۹۶، ۱۶:۴۷
      چه تاثیری روم گذاشته؟!

      مسلما یادگرفتن فرانسه و انگلیسی منظورشون نبوده. چون کلا جفتش قاطی پاطی میشه اسااااسیییی.درمورد بقیه زبانا نمیدونم واقعا..

      وای لعنت به اون ساکشن. کل روز داشتم فکر میکردم و اسمش یادم نمیومد. خدا خیرت بده ذهنمو راحت کردی :-)))) لعنت بهش.خیلییی بده. رو مخ ترین قسمتش بود..

      مرسی :-)
  • هوپ ...
    يكشنبه ۲۱ آبان ۹۶ , ۲۰:۳۶
    یعنی تصورت میکنم با اون صدای لطیف و آرومت داد و بیداد راه بندازی، کفم میبره! کاش فیلمشو داشتی!
    رادیو همینه. مهم نیست همین که خوب خوندی کافیه. نمیدونم رادیو چند بود بعد نمرات ما و سال پایینی ها رو کنار هم زدن. من و دوستم فقط نگاه کردیم به آخر شماره دانشجوییمون و به اولش که ٩١ بود توجه نکردیم. آقا جفتمون افتاده بودیم. اون با ١١ من با ١٠ :-)))) بعد چند دقیقه قشنگ شوکه بودیم و می خندیدیم با ناراحتی. بعدش که دوباره نگاه کردیم دیدیم نه بابا اشتباه شده. یعنی به قدری شوکه شده بودیم که همین که پاس شده بودیم خداروشکر میکردیم :-)))
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۲ آبان ۹۶، ۱۶:۴۴
      :-))))) بعید نیست پسرا یواشکی فیلم گرفته باشن :-))))))
      والا. اصلش هم همون پاس کردنه ;-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دانشجوی دندون پزشکیم، کتاب میخونم، فیلم میبینم، ساز میزنم، زبانای مختلف یاد میگیرم و تجربه هرکاری رو که بهم حس خوبی بده از خودم دریغ نمیکنم.
سال هاست بلاگرم و اینجا روزمرگی هام رو ثبت میکنم.. اینجا روزمرگی های یه ادم کاملا غیرمذهبی و البته یه فمینیست رو میخونید.لطفا به عقاید همدیگه احترام بذاریم :)