کاکتوس

با احتیاط نزدیک شوید..

65. انگیزه ها و اهداف جدید ;-)

یه چیزی هست که خیلی خیلی میخوامش و تازگیا به شدت رفتم تو فکرش. میدونم پروسه ی خیلی سخت و زمان بریه، ممکنه نشه ولی میخوامش.. به روند زندگیم که نگاه میکنم میبینم مرحله ی بعد باید قطعا و یقینا فقققططط همین باشه! آدم نمیدونه در آینده چی پیش میاد یا همه چی چطوری رقم میخوره، ولی وقتی یه چیزی انقدر جدی توی ذهنت باشه مسلما خواه ناخواه زندگیت به اون سمت و سو کشیده میشه. حداقل اینه که ذهنت به بیراهه نمیره. میخوام همه ی تلاشمو بکنم که بشه.. و اینکه چقدرررر خوشحالم ازینکه یه نقطه ای توی دوردست هست که بهش نگاه کنم و بخوام که به سمتش حرکت کنم. خدایا لطفا لطفا لطفا کاری کن شرایط توی سالای آینده خیلی خوب فراهم بشه.. 

پ ن بی ربط: فکر کنم یکی از پسرای دارو روی من کراش داره! همش هم بیخودی میاد دایرکت. بعد همش فکر میکنم این دیگه چه احمقیه که روی من کراش داره! بی عقل :-))))) هنوز که چیزی نگفته ولی به محض اینکه بگه دست به سرش میکنم. فکر کنم اگه یکی دیگه بود، پسره رو ول نمیکرد! 

۴ نظر ۹ موافق ۰ مخالف
معلوم الحال
۳۰ آذر ۱۱:۱۵
به این امید که به اون چیزی که میخوای برسی :)

پاسخ :

ایشالا ایشالا.
قبلا بهت گفتم چیه. یه ذره فکر کنی یادت میاد ;-)
هوپ ...
۳۰ آذر ۱۶:۱۱
ما با مجمعهای شبانه مون توی پانسیون به این نتیجه رسیدیم که بهترین پسر پسر داروعه! دست به سرش نکنی :-))))
شوخی میکنم ها

پاسخ :

:-))))))))
دندون که بهتره بابا :-))))))
منظورم این نیست که من الان منتظر دندونم ولی در کل دندون بهتره هااا :-)))))
.....
۰۱ دی ۱۱:۰۸
نمیدونم هدفتون چیه ولی با همت و پشت کاری که شما دارین مطمئنم بهش میرسید :)

پاسخ :

خیلی خیلی ممنون :-)
هیزل گریس
۰۱ دی ۱۳:۱۰
امید ک بهش برسییییی!!!!
هم ب آرزوت هم ب پسره :دی

پاسخ :

مرررسیییی 
ولی پسره رو نه :|||| ازون هفت خطاست که همه خلافی ازشون برمیاد :-)))))
بعد تازه اون هدفه یه جوریه که اگه این وسط قرار باشه یه ادمی هم باشه، هدفم ناکام میمونه! :-))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
ما ها همه به قدر کافی زخم خورده و تنها و خسته و افسرده هستیم. فضا رو واسه همدیگه تنگ نکنیم..
سال های اول سومین دهه ی زندگیم رو میگذرونم و نیمه ی راه دندون پزشک شدنم. همون کتابخوار وب bookworm.blog.ir هستم :-)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان