کاکتوس

با احتیاط نزدیک شوید..

81. شونزده دی 96

فکر کنم دیگه همه اینو میدونن که من اعتماد به نفسم به طرز وحشتناکی بالاست.. ولی دانشگاه توی دو تا زمینه اعتماد به نفس منو یه جوری به صفر مطلق رسونده که هر جوری میخوام به خودم تلنگر بزنم نمیشه. اولیش اینه که هیچ وقت از همون ترم یک نمره واسم نبود. قبل و بعد هر امتحانی هم به خودم میگم نهایتش افتادنه که خب فدای سرم! ولی اینم هست که من هرچقدر هم که بخونم نمره هام هیچ فرقی نمیکنه. واقعا دیدم ادمایی رو که فقط شب امتحان خوندن و نمرشون خیلی خیلی بیشتر از من شده. بازم میگم نمره دغدغم نیست ولی ادم یه وقتایی با خودش میگه واقعا چرا؟!

نکته ی دوم هم اینه که از بعد دانشجویی به این نتیجه رسیدم که من اصلاااا ادم محبوب یا جذابی نیستم. نه از این لحاظ که یکی منو بپسنده ها، نه. از لحاظ اینکه واسه ی رفیقام عزیز باشم. واقعا همه ی سعیمو کردم ولی هیچ وقت انگار جواب نداده..

پ ن: خیلی جدی نگیرید. فقط فارما یکم حالمو بد کرد.. فقط یکم دلم گرفته :-(

از اینکه دلم گرفته احساس ضعف میکنم. حس میکنم ناراحت بودن یا ضعف نشون دادن اخلاقاییه که من نباید داشته باشم. حتی نسبت به اینجا نوشتنش هم حس بدی دارم.. 

۵ نظر ۷ موافق ۰ مخالف
الـی .
۱۶ دی ۱۸:۲۳
منم یه دوستی دارم که شب امتحان میخونه و نمراتشم بالان خیلی. فک کنم بلده کجاها رو بخونه. مورد داشتیم نخونده فقط جاهایی ک فک میکرده مهمن تقلب نوشته و ۲۰ شده! :|

پاسخ :

اره بنظرم یه عده خیلی حساب شده میخونن..
نمیدونم چرا من بعد سه سال هنوز نفهمیدم چیا مهمن..
معلوم الحال
۱۶ دی ۱۸:۴۱
بیخیال بابا
سعی کن دغدغه نمره رو نداشته باشی. اونم تو که یه راه 6 7 ساله رو در پیش داری ;)
بعضی وقتا هر چقدرم تلاش کنی نمیشه. توی چند تا پس قبلیت خودت گفته بودی، یادت رفته؟ بزار بگذره ..

و در آخر Dog in Ghost  فارما و تاریخ نقد ادبی و رمان قرن 20 و هر چی که هست .. D;

پاسخ :

من که گفتم واقعا نمره دغدغم نیست..

والا :-))))
لیمو جیم
۱۶ دی ۱۸:۵۰
کاکتوس اون دو خط اخر رو عمیقا میفهمم و دلیلش شاید این باشه که حتی وقتی حالت خوب هم نبوده , قوی بودی.خودتو محکم نشون دادی و کسی عادت نداره تو رو در این حس و حال ببینه 
عذاب بدی هم هست واقعا.میرسی به جایی که خودت هم باورت میشه "باید" همیشه ی همیشه خوب باشی و اگه حال بدی هم حالا به هردلیلی داشته باشی خودت سرکوبش میکنی , نادیده اش میگیری 
شاید حتی یه روز به همین خاطر فکر کنی چقدر تنهایی! یا حتی با خودت بگی همیشه برای همه بودم ولی حالا کسی نیست حال خودمو بفهمه , همچین چیزایی
واسه من که این مدلیه. ولی راهش این نیست , من تقریبا پذیرفتم که منم احساس دارم!! منم گاهی اوقات حالم بده , خوب نیستم , ناراحتم یا هرچیزی...اینطوری خودم بیشتر میتونم به خودم کمک کنم (میگم خودم چون دیگه عادت کردم این قبیل احساساتم برای خودم بمونه و با کسی درموردش حرف نزنم)
ضعف نیست و طبیعیه 
چقدر زیاد شد :-) 

پاسخ :

چه کامنت خوبی بود.. دقیقا منو توصیف کردی.. دقیقا همینه..
Hope ful
۱۶ دی ۱۸:۵۸
چه قدر حسات شبیه منه! 
هم این خوندن و نتیجه نگرفتن،  هم این سعی کردن برای عزیز بودن و همیشه کم آوردن! 

پاسخ :

البته تو هنوز ترم یکی.. به مرور زمان همه چی بهتر میشه..
x
۱۶ دی ۲۰:۲۹
امتحانا غیراستادندارده دیگه اگر همه ی اونایی که خوندن و نخوندن خوب یا بد بشن 
کسی شب امتحان بخونه نمره اش بالاتر بشه ؟!!!!!! اونم تو دکترای حرفه ای ؟؟؟؟!! فکر کنم یکم ناخالصی وارد صحبت در مورد  خوندن خودشون کرده باشن ....

پاسخ :

بعضیارو خبر دارم که واقعا فقط شب امتحان خوندن..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
ما ها همه به قدر کافی زخم خورده و تنها و خسته و افسرده هستیم. فضا رو واسه همدیگه تنگ نکنیم..
سال های اول سومین دهه ی زندگیم رو میگذرونم و نیمه ی راه دندون پزشک شدنم. همون کتابخوار وب bookworm.blog.ir هستم :-)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان