کاکتوس

با احتیاط نزدیک شوید..

90. 22 دی 96

دارم فکر میکنم با اینکه انقدر موضوع سطحی ای بود چرا غلبه کردن بهش انقدر طول کشید؟! حس میکردم کاملا فراموش کردم این مسئله رو ولی هر بار با یه تلنگر حالمو به هم میریزه.. همش با خودم تکرار میکنم از تو بعیده انقدر درگیر همچین موضوع مسخره ای بشی.. خیلی مقاومت کردم که حرف احمقانه ای نزنم.. گاهی تنها کاری که ادم باید بکنه مقاومت کردن در مقابل برگشتن به نقطه ی اوله.. بقیش رو گذر زمان حل میکنه..

۰ نظر ۶ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
ما ها همه به قدر کافی زخم خورده و تنها و خسته و افسرده هستیم. فضا رو واسه همدیگه تنگ نکنیم..
سال های اول سومین دهه ی زندگیم رو میگذرونم و نیمه ی راه دندون پزشک شدنم. همون کتابخوار وب bookworm.blog.ir هستم :-)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان