تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


چند وقت پیش خیلی اتفاقی به این فکر کردم که از جواب ردی که بهش دادم مدت خیلی خیلی زیادی گذشته، پس بذار از بلاک درش بیارم. امروز اومد پی وی :||||||||

اولش یه سوال بیخودی درمورد کتاب نمیدونم چی پرسید که خب گفتم نمیدونم. بعدشم گفت هیچ وقت اون منظوری که برداشت کردی رو نداشتم، ولی انقدر عصبانی شدی که نشد ازت معذرت بخوام. ببخشید و این حرفا. بعد من اصن یاااادم نمیومد چرا اون موقع از دستش عصبانی بودم یا چی شده و اینا. مطلقا هیچی یادم نمیومد. گفتم من که چیزی یادم نمیاد ولی در کل دلخوری ای هم ازت ندارم. بعدشم گفتم که امیدوارم تو هم بالاخره یه روزی منو ببخشی چون من واقعا احساس گناه میکنم :-( گفت چرا فکر می کنی نبخشیدمت؟! بعد دیگه من کلی خوشحال شدم از اینکه دیگه لازم نیست عذاب وجدان داشته باشم چون چیزی از من به دل نگرفته. بعد یهو گفت به من ربطی نداره هاااا ولی اون مانتو آبیه خیلی بهت میاد ولی اون بنفشه بهت نمیاد!!!! :||||||||||| من پوکر فیس وار مونده بودم که این فااازش چیه :| بعد یکی دو تا سوال بیخودی پرسید که پیچوندمش بعد دیدم نههههه! این انگاری هنوزم امید داره که از من جواب مثبت بشنوه :||||||||| یعنی من به بدترین طریق ممکن به این بنده ی خدا نه گفتم، یه جوری که بره و پشت سرشو هم نگاه نکنه. بعد الان خیلی خوشحال و شاد و امیدوار برگشته!!!!!! تازه درمورد لباسای من اظهار نظر هم میکنه :| لعنتی تو خودت الهه ی بدتیپی در یونان باستانی! من اون لباس بنفشمو خیلی هم دوست دارم :-(

دیگه یهو دیدم این اماده ی اینه که تا فردا دری وری بگه. گفتم من برم کار دارم. از این به بعد بیاد پیام بده انقدرررر بد و سر بالا جواب میدم که باز بیخودی توهم نزنه :| 

اقا خب نه یعنی نه دیگه. چرا بیخودی اصرار می کنن بعضیا؟!

کاکتوس .. ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۶:۲۷ ۱۲ ۴ ۷۶

نظرات (۱۲)

  • گیلزاد
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۲۲:۵۵
    من بودم به احتمال زیاد همون وسطا که دوباره حس کردم داره میزنه جاده خاکی بی هبچ حرفی بلاک میکردم کلا دست به بلاکم خوبه.
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۲۲:۵۸
      من دست به بلاکم اصلاااا خوب نیست.
  • ابوالفضل ;)
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۲۱:۰۰
    پس همون بلاکش کن و خودت رو آزار نده.
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۲۱:۰۸
      نمیدونم والا..
      کاش دیگه نیاد پی وی
  • معلوم الحال
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۹:۵۴
    تو که پرسپولیسی بودی,  چطور آبی دوست داری؟  :))  
    عرض شود که،  شرافتا نمیشه بله و نه خانوما رو تفسیر کرد 😂 اگه ناراحت نمیشی من حق رو میدم به ایشون. البته فک نکنی با اینکارش که اومده باز ریکوئست داده موافقم! صرفا تو خوزه جهالت بهش حق میدم. جووونه، شما ببخش :)
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۲۰:۳۹
      من همه رنگی می پوشم. هر روز یه رنگ ;-)

      بله و نه منو کاملااااا میشه تشخیص داد. دیگه تو که منو میشناسی چرا؟! من یه جوری نه میگم که طرف با خاک یکسان میشه :|
  • ابوالفضل ;)
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۹:۵۱
    خب پس بهش فرصت دادی و یه رابطه ی کوچولویی داشتین. همون دیگه. بهتره توجیهش کنی به جای یک نه خشک و خالی. شایدم این کار رو کرده باشی. ولی خب اگه بعد از یک مکالمه ی عاقل, بالغانه هنوز سر حرفش بود همون بهتر که بلاک بشه!
    اون مورد من که کلا احساسی برخورد کرد و من هنگ بودم از رفتاراش تا یه مدت! نه به اون اظهار علاقه کردناش نه به اون مدل یهوویی کات کردنش! 
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۲۰:۴۲
      نه چه رابطه ای. اینکه بذاری یه نفر بیاد و حرفاشو بزنه و از خودش بگه که اسمش نمیشه رابطه.. کلا دو هفته به من پیام داد سعی کرد منو قانع کنه که نتونست.. به قدر کافی هم توجیهش کردم. 
      اخه من که مسلما باهاش احساسی برخورد نکردم..
  • ابوالفضل ;)
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۹:۳۹
    خب بگو کدوم پست ات بود؟! تو برخلاف من زیاد می نویسی😀
  • x
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۸:۲۶
    کلا مرد جماعت استحقاق عذرخواهی و عذاب وجدان نداره -_-
    #ایکس ِ بدبین
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۱۸:۴۹
      همینو بگو :|

      این همونه که چند پست پیش درموردش نوشتم..
  • tiktik tiki
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۷:۵۱
    حالانیگا شاید ابیه بیشتربت بیاد هاها:))))))))))
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۱۸:۵۰
      آبیه رو که خودم میدونم بیشتر بهم میاد :-)))))
  • استامینوفن
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۷:۱۱
    وااای این چ بشریه اخه؟!واقعا حقش بود که بلاکش کردی:/

    تعجب میکنم از بعضیا که ذره عزت نفس و غرور ندارن...
  • ابوالفضل ;)
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۷:۱۰
    احتمالا اون اوایل سوء تفاهمی پیش اومده بوده براش و برا همین امید داره. وگرنه بی هیچ چی نمی شه. چون منم یه بار توی موقعیت ایشون قرار گرفتم با این تفاوت که یه رابطه ی ساده ای داشتیم و اوایلش اون دختر خانوم محترم کلی قربون صدقه م می رفت. بعد یهو صد و هشتاد درجه عوض شد و یه جورایی نه بدی گفت. قاعدتا باید منم فراموشش می کردم ولی چون خاطرات خوب آدما توی ذهنم رسوب می کنه به جای اون اتفاق بدا (برعکس آدمای دنیای مدرن) خواستم یه خورده دیگه فرصت بدم به خودمون ولی هی بدتر شد و حسابی سبک شدم! 
    در هر حال هرچند موقعیت این آقا با من قابل مقایسه نیست چون اصلا رابطه ای نداشته باهات ولی خب من حدس می زنم امیدواریش مربوط به یک سوء تفاهم بوده که خودت باید پیداش کنی.
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۱۸:۵۲
      این همونه که چند پست پیش درموردش نوشتم.. که ازم کوچیکتره و اینا.
      اخه دیگه همه انقدری منو میشناسن که بدونن من نظرم عوض نمیشه :|
  • آسـوکـآ آآ
    چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶ , ۱۶:۳۳
    خب دوست داره :|
    • author avatar
      کاکتوس ..
      ۲۷ دی ۹۶، ۱۶:۵۶
      متاسفانه احساسش یک طرفست..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دانشجوی دندون پزشکیم، کتاب میخونم، فیلم میبینم، ساز میزنم، زبانای مختلف یاد میگیرم و تجربه هرکاری رو که بهم حس خوبی بده از خودم دریغ نمیکنم.
سال هاست بلاگرم و اینجا روزمرگی هام رو ثبت میکنم.. اینجا روزمرگی های یه ادم کاملا غیرمذهبی و البته یه فمنیست رو میخونید.لطفا به عقاید همدیگه احترام بذاریم :)