125. و بالاخره بعد از چهااار سال!

توی نمایشگاه کتاب که بودم بهش پیام دادم من نمایشگاهم. میای ببینمت؟! گفت یه ربع دیگه اونجام! و بالاخره بعد از چهار سال رفاقت دیدمش. تنها کسی که از اولین روز وب نویسی منو میخونده و خب طی این سالا رفاقتمون خیلی فراتر از دوست وبلاگی بوده. دیگه نگم واستون از شیطنت هاش، از جذابیتش، از حرفاش،از هدف برایان تریسی، از شیطنتش سر قضیه پیتزا، از ناهاری که خوردیم و از روزی که یکی از خاطره انگیزترین روزای عمرم شد..

حالا کی بوده این بلاگر جذاب؟! پوریا که خیلیاتون از قالبایی استفاده میکنید که طراحش ایشون هستن.

پ ن: لازم به ذکره که خودش ادرس این وب منو نداره و این پستو نمیبینه. ;-)

۴ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف
معلوم الحال
۲۰ ارديبهشت ۲۳:۱۸
پیشاپیش زیارتتون قبول د:

پاسخ :

😂😂😂
انگور ...
۱۵ ارديبهشت ۲۲:۲۵
چه جالب ^_^
خیلی خوبه این دوستیااا

پاسخ :

اره فوق العادست :-)
معلوم الحال
۱۵ ارديبهشت ۲۱:۴۵
یه سال من نرفتم نمایشگاه همه بلاگرا به هم رسیدن.
اگه میدونستم اینقدر منشا خیر و برکتم پول جمع میکردم ازین مملکت میرفتم. د:

پاسخ :

:-))))))
ایشالا سال دیگه شما رو مجددا زیارت کنیم معلوم خان :-)
Va hid
۱۵ ارديبهشت ۲۱:۱۰
قالبتون چقدر شبیه منه!!!!!!!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان